مینیمال های میرآخور
نویسنده :میرآخور
1391/03/1-14:26

0088

آره هنوز نفس می کشم!

خیلی دلتونو صابون نزنین! حلوا ملوا خبری نیس!!

خواستم قالب میرآخور رو عوض کنم، زدم [...] توش!

دیگه حسش نیست درستش کنم

چند تا مطلب مناسبتی هم نوشتم، که تاریخشون گذشت!

شاید سال دیگه! اگه عمری باشه

+یه تیکه پا جون، حال دادی. دمت گرم

++دعا کنین حالم خوب شه روزی سه تا پست بذارم

+++دوستون دارم خانوم دکترا!!



نویسنده :میرآخور
1391/02/16-16:53

0087

چـــــــــیــــه؟!  چـــــــه خبر شده؟!

همش چند روز نبودما!

همه چن تا  چن تا آپ می کنن

اومدم بگم فعلاً نفس می کشم

تا بعد ببینیم خدا چی می خواد!

+ خوبین شما؟!



نویسنده :میرآخور
1391/01/29-15:46

0086

از زمین ورزشی زنگ زدم مدرسه، دبیر ادبیات گوشی رو برداشت

گفتم به مدیر بگین یه ماشین بفرسته اینجا. ما از سرویس جا موندیم

گفت باشه میگم. گوشی رو قطع کرد

سرویس دیر اومد، زنگ آخر که ادبیات داشتیم رسیدیم

تا خواستیم بریم تو کلاس، معلم گفت کجا بودین تا حالا جونم مرگ شده ها؟!

برگردین همون قبرستونی که تا حالا بودین!!!

حالا بیا سه ساعت توضیح بده ....

باز خوبه با خودش حرف زدم پای تلفن

+ حالم خوب نیست :(



نویسنده :میرآخور
1391/01/27-23:38

0085

آخه تا کـِی؟!

تا کی باید ضعف مدیریت شهری رو معکوس نشون بدن؟!

تو تهران بارون می باره ولی آب بارون جایی پیدا نمی کنه که بره

می مونه روی زمین. سیل میاد

بعد میگن اونقدر بارون بارید که سیل اومد

نه خیر آقا! شهرداری نتونسته یه ذره آبو از تو خیابون جمع کنه

چون سیستم جمع آوری آبهای سطحی اشکال داره

مشکل داره!  خــرابه!!

اصلاً نیست که خراب هم باشه!!!

بعد صبح تا شب نشون میدن که بارون اومد خیس شدیم!!



نویسنده :میرآخور
1391/01/22-22:10

0084

تجربه ثابت کرده هرچی کنار خیابون بساط کنن یا بذارن پشت ویترین

یه عده وایمیستن نیگا می کنن

چه پشت ویترین، واتر پمپ باشه

یا رو زمین، بادکنک سوتی بساط کرده باشن

+جالبیش اینه همه فقط نیگا می کنن کسی خریدار نیست !!



نویسنده :میرآخور
1391/01/22-16:11

0083

خیلی بده بیست و هفت سال کار کنی، اما بیمه نداشته باشی

بد تر از اون اینه که ماشینی که داری باهاش کار می کنی قسطی باشه

و تازه خرج عمل دیسک گردنتو هم نداشته باشی

تازه تر باید به فکر اجاره خونه هم باشی

بچه هاتم هر کدوم اونقدر قرض و قوله داشته باشن که نتونن بهت کمک کنن

+ همه اینا بود، اما پیرمرد خیلی امید داشت

++ یه مورچه ...





  • تعداد صفحات :15
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...